همسرمایهگذاری (Co-investment) بین صندوقهای جسورانه سنتی (VCها) و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی (CVCها) یک روند رو به رشد است و دلایل قوی وجود دارد که چرا این همکاری به نفع کل اکوسیستم نوآوری است.
به طور خلاصه، همسرمایه گذاری VC و CVC به معنای این است که هر دو نوع صندوق در یک دور سرمایه گذاری مشخص، به صورت مشترک روی یک استارتاپ سرمایه گذاری می کنند.
چرا این همکاری برای همه طرفها یعنی VCها، CVCها، استارتاپها و اکوسیستم، سودمند است؟
مزایا برای استارتاپها:
- سرمایه بیشتر و متنوعتر: این امر باعث دسترسی به حجم بزرگتری از سرمایه میشود که میتواند شتاب رشد را افزایش دهد. این سرمایه از منابع متفاوتی مثل صندوقهای مالی و صندوقهایشرکتی تامین میشود که ثبات بیشتری را به همراه دارد.
- اعتبار و تایید بازار: حضور یک CVC به عنوان سرمایهگذار، اغلب به معنای تأیید استراتژیک و بازار برای فناوری یا محصول استارتاپ است. این میتواند جذب سرمایه بیشتر و مشتریان را آسانتر کند.
- دسترسی به منابع شرکتی (Strategic Value):
- کانالهای توزیع و مشتری: CVC میتواند دسترسی استارتاپ را به بازارها و شبکههای توزیع شرکت مادر فراهم کند.
- دانش و تخصص صنعتی: استارتاپ از تخصص فنی، عملیاتی و بازاریابی شرکت مادر بهرهمند میشود.
- زیرساختها و منابع: دسترسی به آزمایشگاهها، تجهیزات، زنجیره تأمین یا حتی دادههای شرکت بزرگ.
- فرصتهای خروج: CVC میتواند در آینده به عنوان یک خریدار استراتژیک برای استارتاپ عمل کند (M&A).
- تنوع در سرمایه گذاران: حضور همزمان VC و CVC باعث میشود استارتاپ صرفاً به یک نوع سرمایهگذار وابسته نباشد و دیدگاهها و حمایتهای متفاوتی را دریافت کند.
مزایا برای صندوقهای خطر پذیر شرکتی (CVCها):
- جریان معاملات (Deal Flow) بهتر: VCها معمولاً شبکههای گستردهای در اکوسیستم استارتاپی دارند و میتوانند CVCها را به بهترین فرصتهای سرمایهگذاری که شاید خودشان به آن دسترسی نداشتند، معرفی کنند.
- کاهش ریسک (Risk Sharing): با تقسیم سرمایهگذاری، ریسک مالی یک پروژه بین چندین سرمایهگذار تقسیم میشود.
- اعتبار سنجی (Validation) مستقل: حضور یک VC معتبر در کنار CVC نشان میدهد که استارتاپ علاوه بر پتانسیل استراتژیک، از نظر مالی و رشد نیز جذاب است. این میتواند تصمیمگیری داخلی CVC را تسهیل کند.
- یادگیری و بهترین شیوهها: CVCها می توانند از مدلهای ارزیابی، مدیریت پورتفولیو و استراتژیهای خروج VCها یاد بگیرند و فرآیندهای سرمایه گذاری خود را بهبود بخشند.
- مدیریت سرمایه گذاری (Portfolio Management): VCها اغلب تجربه بیشتری در حمایت از استارتاپها برای رشد دارند و میتوانند در مدیریت پورتفولیو به CVC کمک کنند.
- حفظ استقلال: همکاری با VCها به CVCها کمک میکند تا استارتاپها را از «مداخله بیش از حد» شرکت مادر محافظت کنند و به استارتاپها امکان رشد مستقلتری بدهند.
مزایا برای صندوقهای خطر پذیر سنتی (VCها):
- اعتبار بخشیدن به سرمایهگذاری (Credibility): همکاری با یک شرکت بزرگ از طریق CVC آن، به VC کمک میکند تا سرمایهگذاری خود را معتبرتر نشان دهد، به خصوص در حوزههای تخصصی که شرکت مادر در آن فعال است.
- تسهیل دورهای بعدی سرمایهگذاری: حضور CVC میتواند به VC اطمینان بیشتری در مورد پتانسیل استارتاپ بدهد و جذب سرمایهگذاران دیگر در دورهای بعدی را سادهتر کند.
- افزایش پتانسیل خروج (Exit Potential): CVC یا شرکت مادر آن میتواند به عنوان یک مسیر خروج استراتژیک (Acquisition) برای استارتاپ عمل کند، که یکی از اهداف اصلی VCهاست.
- دسترسی به دانش صنعتی: VCها میتوانند از CVCها در مورد روندهای عمیق صنعتی و نیازهای شرکتهای بزرگ که استارتاپها میتوانند به آنها پاسخ دهند، بیاموزند.
- سرمایه همکار (Follow-on Capital): CVC میتواند سرمایه لازم برای دورهای بعدی استارتاپ را تأمین کند، که ریسک جذب سرمایه برای VC را کاهش میدهد.
مزایا برای کل اکوسیستم نوآوری:
- تسریع نوآوری: این همکاری به استارتاپ های بیشتر اجازه میدهد تا ایدههای خود را سریعتر به واقعیت تبدیل کنند، زیرا دسترسی به سرمایه و منابع بیشتر میشود.
- پل زدن بین دنیای شرکتهای بزرگ و استارتاپها: شکاف بین شرکت های بزرگ و چابکی استارتاپها را پر میکند و به هر دو اجازه میدهد از نقاط قوت یکدیگر بهرهمند شوند.
- افزایش فعالیت های سرمایهگذاری: همسرمایهگذاری حجم کلی معاملات و سرمایهگذاری در اکوسیستم را افزایش میدهد.
- بلوغ اکوسیستم: وجود مسیرهای متنوع برای سرمایهگذاری و خروج (اکتساب توسط شرکت های بزرگ) به بلوغ و پایداری اکوسیستم کمک میکند.
- رقابت پذیری بیشتر: شرکت های بزرگ می توانند از طریق CVCهای خود با سرعت بیشتری به نوآوری دست یابند و رقابت پذیری خود را در بازار حفظ کنند، در حالی که استارتاپها نیز از این رقابت برای رشد بهرهمند میشوند.
در مجموع، هم سرمایهگذاری VC و CVC یک رابطه برد-برد-برد است که نه تنها به شرکت کنندگان مستقیم بلکه به پویایی، رشد و پایداری کلی اکوسیستم نوآوری نیز کمک میکند.